«وَمَا کَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ»[1] ترجمه‌: مردمان ملت واحدی بیش نبودند (بعد‌‌ها) مردمان دو گروه شدند و با هم اختلاف پیدا کردند. 
«وَمَا تَفَرَّقُواْ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ»[2] ترجمه‌: (پیروان پیغمبران پیشین) گروه گروه و دسته دسته نشده‌اند مگر بعد از علم و آگاهی. و این تفرقه‌جویی تنها به خاطر ستمگری و کجروی در میان خودشان بوده است. 
انسان از آغاز ولادتش مانند بسیاری از جانداران دیگر، از جمله اسلاف او، گروه زی بوده است. اما از آن جا که این موجود جدید بر خلاف گذشتگان دو بعدی بوده و افراد آن، توانایی داشته‌اند که به صورت‌‌های مختلف زندگی کنند. از همان بدو پیدایش به برنامه‌ای در حد نیاز زمان احتیاج داشته‌اند تا روابط و رفتارشان را تنظیم نمایند. 

در این جا مطلبی که می‌خواهیم مطرح کنیم این است که در تحلیل تاریخی ما، انسان در آغاز پیدایش به صورت امتی واحد زندگی کرده که رابطه افراد این گروه با رابطه‌ی بقیه‌ی جانداران گروه زی در کیفیت تفاوت داشتند و به نحوی بود که در جهت پویایی و تکامل که مخصوص افراد این گروه است، آن را یاری دهد و این پیوند و همبستگی به خلاف افراد جانداران گروه زی دیگر آگاهانه و اختیاری بوده نه غریزی. اما در زمان گذشته و از طرفی افراد این گروه چندان زیاد شده‌اند که تأمین نیاز‌‌های خوراکی امت به آسانی مقدور نبوده (بر خلاف گذشته) و از طرفی با پیشرفت انسان در مسیر تکاملی‌اش، زنگی، رنگ ساده‌ی اولیه‌ی خود را از دست داده و روابط بین افراد صورت‌‌ها و اشکالی نسبتاً پیچیده پیدا کرده است و از جهتی چون این پیوند اختیاری و آگاهانه با پیوند غریزی افراد یک گروه جانداران دیگر فرق داشته، افراد امت، توانایی فکری و عملی به هم زدن صورت‌‌های روابط موجود و آوردن صورت‌‌های تازه از روابط را داشته‌اند. به واسطه‌ی این جهات، افرادی به فکر ستم نسبت به دیگران و گرفتن امتیازات مادی و معنوی یا هردو افتاده‌اند و از این زمان اختلافات و فرقه‌گری‌‌ها پیدا شده است و بدین ترتیب برای اولین بار در تاریخی که نمی‌توان دقیقاً زمان آن را تعیین کرد، امت واحدی که پیرو یک دین و برنامه بوده‌اند به گروه‌‌های فکری و سیاسی و اجتماعی و ... تقسیم شده و هر گروه (به وسیله‌ی عده‌ای برتری‌طلب) برای خود فرقه‌ای به وجود آورده‌اند. 

اما باز در هر زمان خداوند پیامبرانی فرستاده که هم فرقه‌‌ها را به حالت امت واحد برگرداند و هم در عین وحدت و یکنواختی اصول اساسی فکری و عقیدتی، برنامه‌ای پیشرفته به تناسب پیشرفت انسان و پیچیده شدن روابط او در اختیارش قرار دهند. باز برتری‌طلب‌‌ها از پیشرفت این برنامه‌‌ها که مایه‌ی وحدت و زندگی یکنواخت و بدون امتیازات افراد بوده، جلوگیری کرده‌اند. « فَآمَنَت طَّآئِفَةٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ وَکَفَرَت طَّآئِفَةٌ[3]ٌ» ترجمه‌: آنگاه گروهی درک کردند و پذیرفتند و گروهی پس از درک کردن به مقابله پرداختند. 

و باز از اینجا فرقه‌گری گسترش یافت و آن طائفه‌ای هم که حق را پذیرفتند و از دیانت زمان خود پیروی کرده‌اند، پس از گذشت زمانی کوتاه یا طولانی، باز به همان علت برتری‌طلبی و امتیازجویی بعضی از افراد، غالباً به فرقه‌‌های مختلف تقسیم شدند و ... و در هر زمان عاملان تفرق چون برنامه الهی را با امتیازجویی‌‌های خود ناسازگار می‌دیدند با وسایل و صورتهای گوناگون می‌کوشیدند تا مردم را از آن برنامه بیگانه سازند در نتیجه گاهی شرایط خیانت فراهمتر بود و دشمنان خلق اصل برنامه را به طور کلی نابود می‌کردند و به اقتضای هوی و هوس خود بر جامعه‌‌ها حکم می‌راندند و گاهی شرایط، اجازه‌ی این اندازه خیانت را نمی‌داد و حداکثر کار خودکامگان تحریف و تغییر برنامه بود و در جهتی که هوس‌‌های برتری‌طلبانه آنان را تا حد امکان ارضا نماید. 

قرآن در زمانی آمد که علی رغم در اوج بودن فساد اجتماعی و انحطاط روابط گوناگون بشری، رشد طبیعی بشر تا آنجا رسیده بود که به خودکامگان نه مجال از بین بردن این برنامه را می‌داد و نه فرصت تحریف و دستکاری آن. قرآن در زمانی آمد که بشر از لحاظ رشد طبیعی به جایی رسیده بو که اجازه ندهد تا دشمنان مثل گذشته‌‌ها برنامه‌ی بهروزی و سعادت او را از دستش بگیرد و یا مخدوش سازند اما هم چنین که خود قرآن به برتری‌طلبان تاریخ خطاب می‌کند که «جَآءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُکُمْ اسْتَکْبَرْتُمْ»[4] ترجمه‌: آیا این روش شما نبوده که هرگاه پیامبری برنامه‌ای آورده که با هوی و هوس‌‌های شما سازگاری نداشته با استکبار و برتری‌طلبی به مقابله با او برخاسته‌اید.

کسانی که امتیازجو و برتری‌طلب‌اند تا از این خصلت ضد بشری دست برندارند نمی‌توانند که (به اصطلاح خودشان) اراذل و اوباش باید هم‌رتبه و حتی هم‌مجلس آنان باشند و زندگی این مستضعفان از جهت مادی و معنوی هم سطح زندگی آنان گردد. 




آیات مورد استفاده‌:
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - قرآن کریم؛ آیه‌ی 10 یونس.
[2] - قرآن کریم؛ آیه‌ی 14 شوری.
[3] - قرآن کریم؛ آیه‌ی 14 صف.
[4] - قرآن کریم؛ آیه‌ی 87 بقره‌.